به نظر شما اشكال در
گيرنده است يا فرستنده؟
نوشته شده در جمعه هفتم
مهر 1385 ساعت 22:16 شماره پست: 50
متي
مي گويد : پس تمام طبقات از ابراهيم تا داود چهارده
طبقه است و از داود تا جلاي بابل چهارده طبقه و از جلاي بابل تا مسيح چهارده
طبقه(17 انجيل متي 1)
گفته متي آنچه را كه در اخبار روزگار اول يا تواريخ اول
آمده است ، نقض مي كند. آنجا آمده است كه نسل هاي قسم دوم ، 18 طبقه هستند . متي
اين موارد را جا انداخته است : يوآش(تواريخ اول 3: 12) ، أمصيا (تواريخ اول 3: 12) ، عزريا (تواريخ اول 3: 16) ، يهوياقيم
و فدايا (تواريخ اول 3: 19)
.
چطور خداوند فراموش كرده است اين اسامي
را به متي وحي نمايد ؟ اصلا چرا خداوند اين نام ها را فراموش كرده است ؟ مگر نمي
دانيد كه خداوند فراموش نمي كند ؟! مگر نمي دانيد كه خداوند راستگوست و جز به
راستي سخن نمي گويد؟
من يهوه به عدالت سخن ميگويم و چيزهاي راست را اعلان
مينمايم(19 اشعياء نبيّ 45)
پس بدان
كه يهوه خداي تو او است خدا(9 تثنيه 7) خداي امين كه عهد و رحمت خود را با آناني
كه او را دوست ميدارند و اوامر او را بجا ميآورند تا هزار پشت نگاه ميدارد(10
تثنيه 7)
خدا
انسان نيست كه دروغ بگويد(28 اعداد 23) و از بني آدم نيست كه به اراده خود تغيير
بدهد(29 اعداد 23) آيا او سخني گفته باشد و نكند(30 اعداد 23) يا چيزي فرموده باشد
و استوار ننمايد(31 اعداد 23)
چرا متي از ترتيبي كه بر شمرده ، پنج نسل را از
از بين داوود وسبي بابلي حذف كرده است؟ ر.ك : متى 1: 6-11.
آيا خودش اين نام ها را حذف كرده يا
اين كه خداوند به او وحي نموده است ؟ اگر خداوند وحي كرده است ، پس چرا در كتاب
نخست خود همين گونه وحي نكرده است ، البته در صورتي كه اين كتاب از آن خداوند باشد
؟! شايد بگوييد كه خداوند كلام خود را در عهد جديد نسخ كرده است . اگر نسخ كرده پس چرا خودش گفته آمده تا آن را
مورد تاكيد قرار دهد نه اين كه نابودش كند :
گمان
مبريد كه آمدهام تا تورات يا صحف انبياء را باطل سازم نيامدهام تا باطل نمايم
بلكه تا تمام كنم(17 انجيل متي 5) زيرا هر آينه به شما ميگويم تا آسمان و زمين
زايل نشود همزه يا نقطه از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود(18 انجيل
متي 5) پس هر كه يكي از اين احكام كوچترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد در
ملكوت آسمان كمترين شمرده شود امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد او در ملكوت
آسمان بزرگ خوانده خواهد شد(19 انجيل متي 5)
تهمت زنای مسیحیان به مریم
علیها سلام پاکترین بانوی جهان
نوشته شده در یکشنبه نهم
مهر 1385 ساعت 11:13 شماره پست: 51
چرا در عهد جديد عيسي را به نام مادرش
يعني فرزند مريم (ابن مريم) نخوانده اند ، تا بر پاكي و عفاف مادرش تاكيد نمايند
؟! چرا به جاي آن گفته اند فرزند يوسف (ابن يوسف) ؟! چرا نويسندگان اناجيل به مريم
عليها سلام تهمت زنا زده اند ؟! به طوري كه حتي لوقا دو بار تهمت زده است :
چون ايشان او را ديدند مضطرب شدند پس مادرش به وي گفت اي
فرزند چرا با ما چنين كردي اينك
پدرت و من غمناك گشته تو را جستجو ميكرديم(48 انجيل
لوقا 2)
و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب گمان پسر
يوسف بن هالي بود(23 انجيل لوقا 3)
عبارت (حسب گمان) در نسخه هاي اصلي وجود ندارد
. به اين دليل كه معمولا آن را داخل پرانتز يا با قلمي متفاوت مي نويسند. چون
مطلبي توضيحي و حاشيه اي بوده است . به مرور مترجمان و دست اندر كاران كتاب مقدس
اين پرانتز ها را حذف كرده اند و اين دو واژه بخشي از متن اصلي كتاب مقدس شده است
. جالب آن كه تفسير تطبيقي كتاب مقدس ص 2075 مي نويسد : يوسف "پدر رسمي يسوع
بوده است نه پدر حقيقي" . نويسندگان كتاب مقدس با اين تهمت خود در حقيقت مسيح
عليه السلام را آزرده اند .
برخي از ترجمه هاي اين واژه را از سايت e-sword براي شما مي آوريم :
Luk 3:23 And Jesus
himself, when he began to teach, was about thirty years of
age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son
of Heli, (ASV)
Luk 3:23 And Jesus
at this time was about thirty years old, being the son as it seemed
of Joseph, the son of Heli,(BBE)
Luk 3:23 When
Jesus began to preach, he was about thirty years old. Everyone thought he
was the son of Joseph. But his family went back through Heli, (CEV)دقت كنيد. اين مترجم عبارت مزبور را جزء متن به حساب آورده است.
Luk 3:23 Und er
selbst, Jesus, begann ungefنhr dreißig Jahre alt zu werden, und war, wie man
meinte, ein Sohn des Joseph, des Eli, (GEB)
Luk 3:23 Und Jesus
war, da er anfing, ungefنhr dreißig Jahre alt, und
ward gehalten für einen Sohn Josephs, welcher war ein Sohn Eli's, (GLB)
Luk 3:23 And2532
Jesus2424 himself846 began756 to be2258
about5616 thirty years of age5144, 2094 being5607
(as5613 was supposed)3543 the3588
son5207 of Joseph,2501 which was the son of
Heli,2242 (KJV)
23 Jesus, when he
began his ministry, was about thirty years of age, being the son (as was
supposed) of Joseph, the son of Heli, (ESV)
http://bible.crosswalk.com/OnlineStudyBible/bible.cgi?word=Luke+3§ion=0&version=esv&new=1&oq=&NavBook=lu&NavGo=3&NavCurrentChapter=3
" 23 And
Jesus Himself had become about thirty years of age, being (as was
supposed) the son of Joseph, who was the son of Heli, (Third Millennium
Bible)
http://bible.crosswalk.com/OnlineStudyBible/bible.cgi?word=Luke+3§ion=0&version=tmb&new=1&oq=&NavBook=lu&NavGo=3&NavCurrentChapter=3
مسيح عليه السلام از كدام
نسل است؟
نوشته شده در سه شنبه
یازدهم مهر 1385 ساعت 17:57 شماره پست: 52
متي مي گويد كه مسيح عليه السلام از
نسل سليمان بن داوود است (1: 6-7) و
لوقا معتقد است(3: 31) عيسي از نسل ناتان
بن داوود است .
و خود
عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب كمال خلق پسر يوسف بن هالي(23
انجيل لوقا 3) بن متّات بن لاوي بن ملكي بن ينّا ابن يوسف(24 انجيل لوقا 3) بن
متّاتيا ابن آموس بن ناحوم بن حسلي ابن نجّي(25 انجيل لوقا 3) بن مأت بن متاتيا
ابن شمعي ابن يوسف بن يهودا(26 انجيل لوقا 3) ابن يوحنّا ابن ريسا ابن زروبابل بن
سألتيئيل بن نيري(27 انجيل لوقا 3) ابن مالكي ابن ادّي ابن قوسام بن ايلمودام بن
عير(28 انجيل لوقا 3) بن يوسي ابن ايلعاذر بن يوريم بن متّات بن لاوي(29 انجيل
لوقا 3) ابن شمعون بن يهودا ابن يوسف بن يونان بن ايلياقيم(30 انجيل لوقا 3) بن
مليا ابن مينان بن متّاتا ابن ناتان بن داود(31 انجيل لوقا 3)
بالاخره عيسي عليه السلام فرزند كيست ؟ خدا ؟
سليمان بن داوود ؟ ناتان بن داوود ؟ يا اصلا هر كس كه شما بفرماييد؟!
چرا بايد خداوند بره باشد؟
نوشته شده در سه شنبه یازدهم
مهر 1385 ساعت 18:1 شماره پست: 53
چرا شما مسيحيان مي
گوييد ، خداوند چوپان و شبانِ گوسفند يا برّه (گوسفند ماده) است ؟ منظورتان چيست؟
براي نمونه يوحنا از زبان مسيح مي نويسد : من شبان نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان
مينهد (11 انجيل يوحنّا 10)
حال آن كه در مكاشفه يوحنا آمده است : ايشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ايشان غالب
خواهد آمد زيرا كه او ربّالارباب و پادشاه پادشاهان است و آناني نيز كه با وي
هستند كه خوانده شده و برگزيده و امينند(14 مكاشفه يوحنّاي رسول 17)
اگر منظورتان دوستي و
انعطاف و لطافت است به اين دليل كه پروردگار عشق و دوستي است ، در اين صورت مي
پرسم آيا عاقلانه است كه خشم برّه آنچنان هراس بيافريند كه اركان زندگي ستمگران را
به لرزه در آورد، در حدي كه به ژرفاي غارها پناه ببرند و مخفي گردند؟ همان گونه كه
خود كتاب مقدس گفته است :
و
پادشاهان زمين و بزرگان و سپه سالارن و دولتمندان و جبّاران و هر غلام و آزاد خود
را در مغارهها و صخرههاي كوهها پنهان كردند(15 مكاشفه يوحنّاي رسول 6) و به
كوهها و صخرهها ميگويند كه بر ما بيفتيد و ما را مخفي سازيد از روي آن تخت نشين
و از غضب برّه (16 مكاشفه يوحنّاي رسول 6)
اگر هم
منظورتان قدرت و جبروت خداست ، در اين صورت اين چه تناسبي با برّه دارد ؟! خوب
حيوان ديگري را نام مي برديد، مثلا شير را ؟! كجا ديده ايد كه برّه مظهر قدرت
باشد؟!
آیا این گونه باید شبانی
کرد؟
نوشته شده در چهارشنبه
دوازدهم مهر 1385 ساعت 10:18 شماره پست: 54
كتاب مقدس به مسيح نسبت مي دهد كه گفته است : من شبان
نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مينهد (11 انجيل يوحنّا 10)
آيا به نظر شما عاقلانه است كه وقتي چوپاني مي بيند گرگ به گوسفندي حمله
كرده است ، خود را قرباني كند تا گرگ گوسفند را رها كرده و چوپان را بخورد و به
بقيه گوسفندها كاري نداشته باشد؟! البته در دو حالت اين كار ممكن است : يكي اين كه
چوپان ديوانه باشد و ديگري اين كه چوپان بخواهد خودكشي كرده و با اين كار از صاحب
گوسفندان انتقام بگيرد. البته تنها در مسيحيتي كه مدعي است عقلش بيشتر از اسلام
است چنين چيزي ممكن است !!
کشیشان باید کشته شوند !
نوشته شده در چهارشنبه
دوازدهم مهر 1385 ساعت 10:27 شماره پست: 55
بر اساس شريعت و احكام عهدين قديم و جديد ، كشيشان بايد كشته شوند . چون
روز شنبه را بزرگ نمي شمارند و كسي كه بزرگداشت اين روز را نقض كند بر اساس حكم
تورات بايد به قتل برسد. نظر شما چيست ؟ مگر احكام گذشته خداوند نسخ شده است كه
بدان عمل نمي كنند ؟
و كساني كه او را يافتند كه هيزم جمع ميكرد او را نزد
موسي و هارون و تمامي جماعت آوردند(30 اعداد 15) و او را در حبس نگاه داشتند زيرا
كه اعلان نشده بود كه با وي چه بايد كرد(31 اعداد 15) و خداوند به موسي گفت اين
شخص البته كشته شود تمامي جماعت او را بيرون از لشكرگاه آورده او را سنگسار كردند
و بمرد چنانكه خدا به موسي امر كرده بود(32 اعداد 15)
گياه خشك شد و گل پژمرده گرديد لكن كلام
خداي ما تا ابدالآباد استوار خواهد ماند(8 اشعياء نبيّ 40)
گمان مبريد كه آمدهام تا تورات يا صحف
انبياء را باطل سازم نيامدهام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم(17)(11 انجيل متي
5) زيرا هر آينه به شما ميگويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه يا نقطه از تورات
هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود(18)(12 انجيل متي 5) پس هر كه يكي از اين
احكام كوچترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد در ملكوت آسمان كمترين شمرده شود
امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد او در ملكوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد(19
انجيل متي 5)
آسمان و زمين زايل ميشود ليكن سخنان من
زايل نخواهد شد(33 انجيل لوقا 21)
حتي مسيح
عليه السلام براي دفاع از ناموس به كاتبان و فريسيان حمله كرده و گفته است : واي
بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه نعناع و ثبت و زيره را عشر ميدهيد و اعظم
احكام شريعت يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كردهايد( انجيل متّي 23)
خدای نجات بخش یا نابود کننده ؟!
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 15:2 شماره پست:
56
مسيح
آمده است تا نابود كند يا اين كه نجات ببخشد؟
نجات
دهد : لوقا : آنگاه روي گردانيده
بديشان گفت نميدانيد كه شما از كدام نوع روح هستيد(55 انجيل لوقا 9) زيرا كه پسر
انسان نيامده است تا جان مردم را هلاك سازد بلكه تا نجات دهد پس به قريه ديگر
رفتند(56 انجيل لوقا 9)
نابود
كند : لوقا: من آمدم تا آتشي در
زمين افروزم پس چه ميخواهم اگر الآن در گرفته است(49 انجيل لوقا 12) امّا مرا
تعميديست كه بيايم و چه بسيار در تنگي هستم تا وقتي كه بسر آيد(50 انجيل لوقا 12)
آيا گمان ميبريد كه من آمدهام تا سلامتي بر زمين بخشم ني بلكه به شما ميگويم
تفريق را(51 انجيل لوقا 12) زيرا بعد از اين پنج نفر كه در يك خانه باشند دو از سه
و سه از دو جدا خواهند شد(52 انجيل لوقا 12) پدر از پسر و پسر از پدر و مادر از
دختر و دختر از مادر و خارسو از عروس و عروس از خارسو مفارقت خواهند نمود(53 انجيل
لوقا 12).
نابود
كند : متي : گمان مبريد كه
آمدهام تا سلامتي بر زمين بگذارم نيامدهام تا سلامتي بگذارم بلكه شمشير را(32
انجيل متّي 10) زيرا كه آمدهام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و
عروس را از مادر شوهرش جدا سازم(33 انجيل متّي 10)
نابود
كند : لوقا : و هنگامي كه جمعي
كثير همراه او ميرفتند روي گردانيده بديشان گفت(25 انجيل لوقا 14) اگر كسي نزد من
آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتّي جان خود را نيز دشمن
ندارد شاگرد من نميتواند بود(26 انجيل لوقا 14) و هر كه صليب خود را برندارد و از
عقب من نيايد نميتواند شاگرد من گردد(27 انجيل لوقا 14) زيرا كيست از شما كه صليب
بناي برجي داشته باشد و اوّل ننشيند تا برآورد خرج آن را بكند كه آيا قوّت تمام
كردن آن دارد يا نه(28 انجيل لوقا 14)
نابود
كند : متي : زيرا كه خصيها ميباشند كه از شكم مادر چنين متولّد
شدند و خصيها هستند كه از مردم خصي شدهاند و خصيها ميباشند كه به جهت ملكوت
خدا خود را خصي نمودهاند) انجيل متّي 19) آنكه توانائي قبول دارد بپذيرد(12 انجيل
متّي 19)
نابود
كند : يوشع : و هر آنچه در شهر بود
از مرد و زن و جوان و پير حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاك كردند(21
يوشع 6) .... (22-3 يوشع6) و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانيدند ...(24
يوشع 6)
نابود كند : يوشع: پس يوشع تمامي آن زمين يعني كوهستان و جنوب و هامون و
وادي ها و جميع ملوك آنها را زده كسي را باقي نگذاشت و هر ذي نفس را هلاك كرده چنان كه يهوه خداي اسرائيل امر فرموده بود(37 يوشع 10) و يوشع ايشان را از قادش برنيع تا غزه و
تمامي زمين جوشن را تا جبعون زد(38 يوشع 10) و يوشع جيمع اين ملوك و زمين ايشان را
در يك وقت گرفت زيرا كه يهوه خداي اسرائيل براي اسرائيل جنگ ميكرد(39 يوشع 10) و
يوشع با تمامي اسرائيل به اردو در جلجال مراجعت كردند(40 يوشع 10)
نابود
كند : يوشع: و يوشع در آن وقت برگشت و حاصور را گرفته
ملكش را با شمشير كشت زيرا حاصور قبل از آن سر جميع آن ممالك بود(10 يوشع 11) و
همه كساني را كه در آن بودند به دم شمشير كشته ايشان را بالكل هلاك كرد به طوري كه
موسي بنده خداوند امر فرموده بود(11 يوشع 11)
نابود
كند : پادشاهان دوم: و چون به سامره رسيد تمامي باقي ماندگان اخآب را كه كه
در سامره بودند كشت به حدّيكه اثر او را نابود ساخت بر حسب كلاميكه خداوند به
ايليّا گفته بود(16 دومپادشاهان 10)
نابود
كند : تاريخ روزگاران اول: و خلق
آنجا را بيرون آورده ايشانرا به ارّهها و چومهاي آهنين و تيشهها پاره پاره كرد و
داود بهمين طور با جميع شهرهاي بني عمّون رفتار نمود پس داود و تمامي قوم باورشليم
برگشتند (3 اول تواريخ ايام 20)
نابود كند : حزقيال: و خداوند به او گفت از ميان شهر يعني از ميان اورشليم
بگذر و بر پيشاني كساني كه به سبب همه رجاساتي كه در آن كرده ميشود آه و ناله
ميكنند نشاني بگذار(3 حزقيال 9) و به آنان به سمع من گفت كه در عقب او از شهر
بگذريد و هلاك سازيد و چشمان شما شفقت نكند و ترحم منماييد(4 حزقيال 9) پيران و
جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماما به قتل رسانيد اما به هر كسي كه اين نشان
را دارد نزديك مشويد و از قدس من شروع كنيد پس از مردان پيري كه پيش خانه بودند
شروع كردند (5 حزقيال 9) و به ايشان فرمود خانه را نجس سازيد و صحن را از كشتهگان
پر ساخته بيرون آييد)حزقيال 9)پس بيرون آمدند و در شهر به كشتن شروع كردند(6
حزقيال 9)
نابود كند : مزامير: اي دختر بابل كه خراب خواهي شد( مزمور 137) خوشا به حال
آنكه به تو جزا دهد( مزمور 137) چنانكه تو به ما جزا دادي(8 مزمور 137) خوشا به
حال آنكه اطفال تو را بگيرد) مزمور 137) و ايشان را به صخرهها بزند(9 مزمور 137)
نابود كند : هوشع: سامره متحمّل گناه خود خواهد شد زيرا به خداي خود فتنه
انگيخته است( 15هوشع نبيّ 13) ايشان به شمشير خواهند افتاد و اطفال ايشان خورد و
زنان حامله ايشان شكم دريده خواهند شد(16 هوشع نبيّ 13)
لوقا : امّا آن دشمنان من كه نخواستند من بر ايشان حكمراني
نمايم در اينجا حاضر ساخته پيش من بقتل رسانيد(27 انجيل لوقا 19)
نابود
كند : مكاشفه يوحنا : و اولادش
را به قتل خواهم رسانيد آنگاه همه كليساها خواهند دانست كه منم امتحان كننده جگرها
و قلوب و هر يكي از شما را بر حسب عمالش خواهم داد (23 مكاشفه يوحنّاي رسول 2) ...
نابود
كند : مكاشفه يوحنا : و اگر
كسي بخواهد بديشان اذيّت رساند آتشي از دهانشان بدر شده دشمنان ايشان را فرو
ميگيرد و هر كه قصد اذيّت ايشان دارد بدينگونه بايد كشته شود(5 مكاشفه يوحنّاي
رسول 11)
ديديم
كه يك بار نجات مي دهد و ده ها بار تخريب مي كند و نابود مي سازد و با خشونت
فراوان قتل عام مي كند !
دوستان
مسيحيم ! آيا خداوند عهد جديد شما همان خداوند محبتي است كه در عهد قديم آمده و
اين فرمان ها را صادر مي كند ؟
آيا
واقعا فكر مي كنيد چنين خدايي كه محيط زيست را ويران مي كند و كشتارهاي دسته جمعي
به راه مي اندازد ، همان خداي محبت است ؟
آيا
شما عزيزان كه مي فرماييد خدايتان خداي محبت است ، اين فراز هاي كتاب مقدس را
مطالعه نمي كنيد ؟ بر چه اساسي مي گوييد كه وي خداوند محبت است ؟
به
نظر شما آيا بين شيوه پروردگارتان با شيوه شيطان در نابود سازي بشر ، تفاوتي هم
وجود دارد ؟
چگونه
عقل خود را مجاب مي كنيد كه به رحماني و از روي محبت بودن كارهاي خدايتان ايمان
بياورد . كارهايي مانند كشتن شيرخوارگان و كودكان و زنان و ... ؟!
به
نظر شما آيا ويژگي هاي اين خداوندي كه در كتاب مقدستان آمده ، مقداري با شخصيت
هايي همچون شارون و اولمرت و بوش و امثال اينها كه دستشان به خون بيگناهان آلوده
است، شباهت ندارد ؟
وضعیت خانوادگی مسیح علیه
السلام چگونه بوده است ؟
نوشته شده در جمعه بیست و
یکم مهر 1385 ساعت 14:1 شماره پست: 57
حضرت مريم عليها سلام نامزد چه كسي بوده است ؟ به عبارت ديگر وضعيت
خانوادگي خداوند چگونه بوده ؟
در (متى 1: 18) آمده كه نامزد يوسف بن يعقوب بوده و سپس
با وي ازدواج كرده است.
در(لوقا 3: 23) نيز آمده كه نامزد يوسف بن هالي بوده و سپس
با او ازدواج كرده است .
آيا مريم عليها سلام همسر خداوند بوده و مسيح را به دنيا آورده است يا همسر يكي از اينان و
سپس به پاكدامني مسيح را به دنيا آورده ؟
تفسير اين آيه چيست ؟ اگر اين نيست
نجّار پسر مريم و برادر يعقوب و يوشا و يهودا و شمعون و خواهران او اينجا نزد ما
نميباشند و از او لغزش خوردند(3 انجيل مرقس 6)
نحوه خبر از تولد مسيح عليه السلام
نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385 ساعت 13:16 شماره
پست: 58
حالت
و نام آن شخصي كه فرشتگان بر او نازل شدند تا آمدن مسيح عليه السلام را به او نسبت
بدهند ، در انجيل هاي متي و مرقس به صورت متفاوتي آمده است
. در متي آمده است كه وي يوسف بود و در خواب به او گفتند (متى 1: 24) و در لوقا
آمده مريم بود و در بيداري. البته به بيداري مريم تصريح نشده اما وقتي مي بينيم كه
در لوقا مريم فرشتگان را مي بيند و آنها به او سلام مي كنند(لوقا 1: 29 و 28) ، پس نتيجه
مي گيريم كه در بيداري بوده است.
سوال
اين است كه آيا اين دو انجيل در صدد بيان يك مطلب بوده اند اما اشتباه كرده اند
(كه در اين صورت همان مساله معروف تحريف پيش مي آيد) يا اين كه هر دو روايتي
متفاوت از دو موضوع مختلف را ارائه مي دهند . اگر دومي است ، پس چرا هر يك بخشي از
داستان را فرو نهاده اند؟ علاقمندم بيشتر بدانم .
آيا مسيح عليه السلام خودش
به مصلوب شدنش راضي بود ؟
نوشته شده در یکشنبه بیست
و سوم مهر 1385 ساعت 11:58 شماره پست: 59
آيا
مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟
بنا
بر ديدگاه شما ايمانداران مسيحي ، ايشان با خرسندي و رضايت خود به دنيا آمد تا بر
فراز صليب كشته شود . او به صليب كشيده شد تا ميان انسان و خداوند صبح برقرار
نمايد . مسيح خويشتن را با خون خود فدا نمود ، تا انسان را از گناه پدرش آدم نجات
بخشد .
من
وقتي انجيل را مطالعه مي كنم مطالبي را مي بينم كه با اين ديدگاه بسيار متفاوت است
و كاملا عكس اين مطلب را مي گويد : بنا بر متن اناجيل مسيح عليه السلام به مصلوب شدن
خودش راضي نبود. آن حضرت دعا مي خواند و به درگاه خداوند استغاثه مي كرد تا از او
را از شر دشمنانش برهاند در حدي كه دانه هاي عرق او همچون قطره هاي خون بر زمين
جاري مي شد . او قبل از اين كه دستگير شود و به صليب كشيده شود پيوسته دعا مي كرد
.
آنگاه
عيسي با ايشان به موضعي كه مسمّي به جتسيماني بود رسيده به شاگردان خود گفت در
اينجا بنشينيد تا من رفته در آنجا دعا كنم(36 انجيل متّي 26) و پطرس و دو پسر زبدي
را برداشته بينهايت غمگين و دردناك شد(37 انجيل متّي 26) پس بديشان گفت نفس من از
غايت الم مشرف به موت شده است در اينجا مانده با من بيدار باشيد(38 انجيل متّي 26)
پس قدري پيش رفته بر وي در افتاد و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين
پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26) و نزد
شاگردان خود آمده ايشان را در خواب يافت و به پطرس گفت آيا همچنين نميتوانستيد
يكساعت با من بيدار باشيد(40 انجيل متّي 26) بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض
آزمايش نيفتيد روح راغبست ليكن جسم ناتوان(41 انجيل متّي 26) و بار ديگر رفته باز
دعا نموده گفت اي پدر من اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد
آنچه اراده توست بشود(42 انجيل متّي 26) و آمده باز ايشان را در خواب يافت زيرا كه
چشمان ايشان سنگين شده است(43 انجيل متّي 26) پس ايشان را ترك كرده رفت و دفعه
سيّم به همان كلام دعا كرد(44 انجيل متّي 26) ...
مانند
همين سخن با تفاوت هايي در (مرقس 14: 32-39) و(لوقا
22: 41-44) نيز آمده است .
حال
سوال اين است كه بالاخره مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي بود يا نبود ؟
آيا آنچه را كه شما مي گوييد(راضي بود) درست است يا آنچه را كه كتاب مقدس بدان
تصريح مي كند(راضي نبود) ؟
سابقه گمشده تثليث كجاست؟
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 14:34 شماره
پست: 60
آيا
قبل از ديانت پولس هم، پيامبران بزرگ به تثليث (سه گانگي خدا در عين يگانگي اش)
ايمان داشتند؟ به چه دليل ؟ لطفا پاسخ خود را با متن كتاب مقدس و به طور مستند
ارائه فرماييد. متشكرم.
آيا مرد حق دارد دخترش را
بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
نوشته شده در پنجشنبه بیست
و هفتم مهر 1385 ساعت 19:50 شماره پست: 61
آيا
مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
ظاهرا
كتاب مقدس اين حق را به مرد مي دهد . در سفر خروج باب 21 آيه 7 آمده است :
اما اگر شخصي دختر خود را به كنيزي بفروشد مثل غلالمان
بيرون نرود(7 خروج 21)
آيا مار هر روز بايد خاك بخورد؟!
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 15:55 شماره
پست: 62
آيا غذاي هر روز مار خاك است؟!
در كتاب مقدس آمده است : پس
خداوند خدا به مار گفت چونكه اين كار كردي از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا
ملعونتر هستي بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد(13 پيدايش
3)
نمي دانم از نظر علمي چنين چيزي ثابت شده است يا نه . آنچه در منابع علمي
ديده ام اين بوده كه مارها بيشتر به حشرات و حيوانات كوچك و گاه بزرگ علاقمندند و
آنها را شكار مي كنند . اگر دوستان مسيحيم در اين مورد نظري دارند مشتاقم بدانم .
البته به صورت مستند . يعني اگر در كتابي علمي و مرجع ، آمده باشد كه غذاي مار خاك
است آن را با آدرس ذكر كنند .
در بني اسرائيل نه عقيم
هست و نه نازا و نه بيمار حتي در بين حيواناتشان؟!
نوشته شده در جمعه بیست و
هشتم مهر 1385 ساعت 15:57 شماره پست: 63
از همه قومها مباركتر خواهي شد و در ميان
شما و بهايم شما نر يا ماده نازاد نخواهد بود(15 تثنيه 7) و خداوند هر بيماري را
از تو دور خواهد كرد و هيچكدام از مرضهاي بد مصر را كه ميداني بر تو عارض نخواهد
گردانيد بلكه بر تمامي دشمنانت آنها را خواهد آورد(16 تثنيه 7) ... .
به نظر شما اين مطلب كه در كتاب مقدس آمده است ، چقدر صحت دارد؟!
اگر مسيح عليه السلام بنا بر ديدگاه شما خداوند است ، پس چرا
خودش آنان را نبخشيد؟
نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 11:58 شماره پست:
64
عيسي گفت اي پدر اينها را بيامرز زيرا كه
نميدانند چه ميكنند پس جامههاي او را تقسيم كردند و قرعه افكندند(34 انجيل لوقا
23)
اگر مسيح عليه السلام
خداست ، پس چگونه شيطان از خدا مي خواهد كه در برابرش سجده نمايد ؟!
نوشته شده در چهارشنبه سوم
آبان 1385 ساعت 10:13 شماره پست: 65
و ابليس بدو گفت جميع اين قدرت و حشمت آنها
را به تو ميدهم زيرا كه به من سپرده شده است و به هر كه ميخواهم ميبخشم(6 انجيل
لوقا 4) پس اگر تو پيش من سجده كني همه از آن تو خواهد شد(7 انجيل لوقا 4) عيسي در
جواب او گفت اي شيطان مكتوب است خداوند خداي خود را پرستش كن و غير او را عبادت
منما(8 انجيل لوقا 4)
چگونه خداوند سمت راست خود مي نشيند؟!
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 10:32 شماره پست:
66
و خداوند بعد از آنكه به ايشان سخن گفته بود
بسوي آسمان مرتفع شده به دست راست خدا بنشست(19 انجيل مرقس 16)
روح القدس برتر است يا
خداي پسر؟
نوشته شده در جمعه پنجم
آبان 1385 ساعت 9:18 شماره پست: 67
و هر كه سخني بر خلاف پسر انسان گويد
آمرزيده شود امّا هر كه به روحالقدس كفر گويد آمرزيده نخواهد شد(10 انجيل لوقا
12)
اين تفاوت براي چيست ؟
چه كسي خداوند را از مرگ برخيزاند ؟
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 9:2 شماره پست: 68
در اعمال رسولان آمده است : پس
همان عيسي را خدا برخيزانيد و همه ما شاهد بر آن هستيم(32 كتاب اعمال رسولان 2)
كه خدا دردهاي موت را گسسته او را برخيزانيد
زيرا محال بود كه موت او را در بند نگاه دارد(24 كتاب اعمال رسولان 2)
به نظر شما آيا اين نمي تواند قرينه اي بر اين مطلب باشد كه حتي بنا بر
آموزه هاي خودتان مسيح عليه السلام خدا نيست و خود بنده اي است از بندگان خدا؟
بي خبري مسيح عليه السلام
در كتاب مقدس
نوشته شده در یکشنبه هفتم
آبان 1385 ساعت 7:16 شماره پست: 69
عيسي
ايشان را گفت هر آينه به شما ميگويم شما كه مرا متابعت نمودهايد در معاد وقتي كه
پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند شما نيز به دوازده كرسي نشسته بر دوازده سبط
اسرائيل داوري خواهيد نمود(28 انجيل متّي 19)
مگر
يهودا خيانت نكرد ؟ پس چگونه مسيح عليه السلام شهادت مي دهد كه يهوداي خائن نيز در
زمره اين دوازده تن باقي خواهد ماند و بر كرسي خواهد نشست ؟! آيا مسيح عليه السلام از سر انجام يهودا و اين
كه به او خيانت مي كند، بي خبر بود ؟
آدرس جديد وبلاگ
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت 21:36 شماره پست:
70
هر گاه برای مشاهده
وبلاگ در بلاگفا با مشکل مواجه شدید به آدرس زیر مراجعه نمایید.
http://100soal.parsiblog.com/
چگونه ممكن است خداوند
براي كاري كه انجام آن محال است ، مجازات تعيين نمايد ؟
نوشته شده در جمعه دوازدهم
آبان 1385 ساعت 16:9 شماره پست: 71
مثال مي زنم . آيا حكيمانه است خداوند بگويد اگر كسي به آسمان هفتم برود و
يك سوراخ در جو آسمان هفتم به قطر مثلا 1000 متر ايجاد كند ، او را در آتش جهنم
خواهم سوزاند؟! هر كس اين مثال مرا بشنود در نخستين برخورد خواهد خنديد. اما وقتي
به برخي از دوستان مسيحي مي گويم كتاب مقدس تحريف شده است ، مي گويند چنين چيزي
غير ممكن است . چون خداوند هنگام نوشتن وحي كاتبان را از خطا مصون داشته است .
سوال من اين است كه اولا با وجود اين همه تناقض و اشتباه در كتاب مقدس چگونه مي
توان گفت اين كتاب از سوي كاتباني الهي نوشته شده است و ثانيا اگر تحريف كتاب مقدس
غير ممكن است ، پس چرا خداوند براي آن مجازات تعيين نموده است؟!
در مكاشفه يوحنا آمده است : زيرا
هر كس را كه كلام نبوّت اين كتاب را بشنود شهادت ميدهم كه اگر كسي بر آنها
بيفزايد خدا بلاياي مكتوب در اين كتاب را بر وي خواهد افزود(18 مكاشفه يوحنّاي
رسول 22) و هرگاه كسي از كلام اين نبوّت چيزي كم كند خدا نصيب او را از درخت حيات
و از شهر مقدّس و از چيزهائي كه در اين كتاب نوشته است منقطع خواهد كرد(19 مكاشفه
يوحنّاي رسول 22)
اگر تحريف كردن كتاب مقدس محال است ، پس چرا خداوند بر تحريف آن وعده عقاب
داده ؟ از دو حال خارج نيست يا تحريف آن ممكن است يا اين كه وعده و كار خداوند
حكيمانه نيست. نظر شما چيست ؟
چگونه به حواریون اعتماد کنیم؟
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385 ساعت 8:26 شماره پست: 72
مرقس مي گويد : او باز انكار كرد و بعد از زماني حاضرين بار ديگر به
پطرس گفتند در حقيقت تو از آنها ميباشي زيرا جليلي نيز هستي و لهجه تو چنان
است(70 انجيل مرقس 14) پس به لعن كردن و قسم خوردن شروع نمود كه آن شخص را كه
ميگوئيد نميشناسم (71 انجيل مرقس 14)
در متي هم آمده است : باز قسم خورده انكار نمود كه اين مرد را نميشناسم(72
انجيل متّي 26) بعد از چندي آناني كه ايستاده بودند پيش آمده پطرس را گفتند البتّه
تو هم از اينها هستي زيرا كه لهجه تو بر تو دلالت مينمايد(73 انجيل متّي 26) پس
آغاز لعن كردن و قسم خوردن نمود كه اين شخص را نميشناسم و در ساعت خروس بانگ
زد(74 انجيل متّي 26) ...
با توجه به آيات قبلي براي اين كه به ميزان ايمان پطرس به مسيح عليه السلام
آگاه شويم خوب است آيه زير را نيز از انجيل لوقا در تعريف لوقا بخوانيم : آنگاه رسولان به خداوند گفتند ايمان ما را زياد كن(5
انجيل لوقا 17) خداوند گفت اگر ايمان بقدر دانه خردلي ميداشتيد به اين درخت افراغ
ميگفتيد كه كنده شده در دريا نشانده شود اطاعت شما ميكرد(6 انجيل لوقا 17)
به نظر شما پطرس چقدر به مسيح عليه السلام ايمان داشت ؟
بد نيست وصف پطرس را از زبان پولس هم ببينيم : امّا چون پطرس به انطاكيه آمد او را روبرو مخالفت نمودم
زيرا كه مستوجب ملامت بود(11 رساله پولس رسول به غلاطيان 2) چون كه قبل از آمدن
بعضي از جانب يعقوب با امّتها غذا ميخورد ولي چون آمدند از آناني كه اهل ختنه
بودند ترسيده باز ايستاد و خويشتن را جدا ساخت(12 رساله پولس رسول به غلاطيان 2) و
ساير يهوديان هم با وي نفاق كردند به حدّي كه برنابا نيز در نفاق ايشان گرفتار
شد(13 رساله پولس رسول به غلاطيان 2) ...
با توجه به تصويري كه از حواريون (از جمله يهوداي اسخريوطي ، پطرس و ... )
در كتاب مقدس وجود دارد ، چگونه مي توانيم به اين افراد اعتماد كنيم ؟
ادامه
نوشته شده در شنبه سیزدهم
آبان 1385 ساعت 8:28 شماره پست: 73
هر
وقت در بلاگفا با مشکل مواجه شدید مطالب این وبلاگ
را
در آدرس زیر پیگیری نمایید
http://100soal.parsiblog.com
خداوند چه زماني انسان را آفريد؟
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 ساعت 19:8 شماره پست:
74
خداوند
چه زماني انسان را آفريد؟ روز پنجم(پيدايش1: 24-26) يا بعد از روز هفتم(پيدايش2:
1-7)؟
و شام بود و صبح بود روزي پنجم(23 :1) و خدا گفت زمين جانوران را موافق اجناس آنها
بيرون آورد بهايم و حشرات و حيوانات زمين به اجناس آنها و چنين شد(24 :1) پس خدا
حيوانات زمين را به اجناس آنها بساخت و بهايم را به اجناس آنها و همه حشرات زمين
را به اجناس آنها و خدا ديد كه نيكو است (25) و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق
شبيه ما بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و بر تمامي زمين و هم
حشراتي كه بر زمين ميخزند حكومت نمايد(26) پس خدا آدم را به صورت خود آفريد او را
به صورت خدا آفريد ايشان را نر و ماده آفريد(27 پيدايش 1)
و آسمانها و زمين و همه لشكر آنها تمام شد(1 پيدايش)و در روز هفتم خدا از همه كار
خود كه ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همه كار خود كه ساخته بود آرامي گرفت(2
پيدايش 2) پس خدا روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود زيرا كه در آن آرام
گرفت از همه كار خود و ساخت(3 پيدايش 2) اين است پيدايش آسمانها و زمين در حين
آفرينش آنها در روزي كه يهُوه خدا زمين و آسمانها را بساخت(4 پيدايش 2) و هيچ نهال
صحرا هنوز در زمين نبود و هيچ علف صحرا هنوز نروييده بود زيرا خداوند خدا باران بر
زمين نبارانيده بود و آدمي نبود كه كار زمين را بكند(5 پيدايش 2) و مه از زمين بر
آمده تمام روي زمين را سيراب ميكرد(6 پيدايش 2) خداوند خدا پس آدم را از خاك زمين
بسرشت و در بيني وي روح حيات دميد و آدم نفس زنده شد(7 پيدايش 2)